چيني بايستي بدان توجه كامل داشته باشد، هم‌چنان كه محقق نجوم غربي بايستي تنجيم را كاملاً مورد توجه قرار دهد. اين موضوع به همان جامعيت تنجيم است و تاريخ فنگ شوئي با تاريخ علم چين در همهٴ زمينه‌ها مربوط گرديد. بنابراين لازم است در اينجا نام كوپئو آورده شود؛ ظاهراً تائويي ديگري به نام كوهونگ عملاً به تجارت كيمياگري دست زده‌، كه براي اين كار به‌ شنگرف (سولفور جيوه‌) نياز داشته است‌.

6. مزرعه‌داري رومي‌. پالاديوس‌، آخرين رومي علاقه‌مند به مطالعات كشاورزي‌، رساله‌اي‌ نوشت كه حاوي عقايد جالبي در باب قلمه‌زني و زه‌كشي و بارور كردن خاك است‌.

7. طب هلنيستي و چيني‌. آپسورتوس رساله‌اي در فن بيطاري نوشت كه تأثير چشم‌گيري‌ داشت‌. او توصيف روشني از مشمشه‌1 به دست داد. آدامانتيوس پزشك از رسالهٴ قيافه‌شناسي‌ پولمون خلاصه‌اي تهيه كرد.
كوهونگ فيلسوف تائويي دست كم دو رسالهٴ طبي نوشت‌.

8. تاريخ‌نويسي هلنيستي‌. اوزبيوس پدر تاريخ كليسا، نه تنها تاريخ كليسا را (تا 323) بلكه‌ تاريخ عالم را هم (تا 325) نوشت‌، كه بزرگ‌ترين اثر گاه‌شناسي باستان‌، و تا حدود زيادي‌، مبناي‌ همهٴ تأليفات بعدي بود.

9. قانون رومي‌. هرموگنيانوس پيش از 324 مجموعه‌اي از قوانين امپراتوري را تدوين كرد كه‌ قسمت اساسي آن قوانين ديوكلتيان بود. او آخرين قانون‌دان رومي است كه در منتخب معرفي‌ شده است‌.

10. زبان‌شناسي چيني‌، گوتي‌، لاتيني و مصري‌. كوپئو فيلسوف تائويي واژه‌نامهٴ اصطلاحات‌ قديم را تحرير كرد كه به كلاسيك كوه‌ها و آب‌ها موسوم است‌.
اولفيلاس با ترجمهٴ كتاب مقدس زبان گوتي را انتظام بخشيد (حدود 350).
دوناتوس دستور زباني براي لاتيني نوشت كه در قرون وسطي و عصر رستاخيز از موفقيت‌ زيادي برخوردار شد.
تعيين زمان فعاليت هوراپولون دشوار است‌، ولي اگر او را عجالتاً در اواسط سدهٴ چهارم‌ منظور كنيم‌، چندان راه خطا نپيموده‌ايم‌. او رساله‌اي به زبان قبطي راجع به خط هيروگليف‌ نوشت‌، كه علي‌رغم جنبه‌هاي خيالي‌اش‌، تا سدهٴ هفدهم به صورت مرجع استناد باقي ماند.

11. اشارات نهايي‌. ديديم (در فصول نهم و دهم‌) كه برخورد ميان آرمان‌هاي يوناني و رومي‌ دراثناي سدهٴ دوم ق م بسيار شديد بود؛ مسلماً، حيات معنوي آن عصر تحت سلطهٴ اين برخورد


1 .مشمشه (glanders ) مرضي بسيار مسري و قابل سرايت به انسان است كه مخصوصاً دام‌هاي تك‌سُمي به آن‌ مبتلا مي‌شوند. (دايرةالمعارف فارسي‌).